الشيخ علي المشكيني
277
تفسير روان (فارسى)
تفسير : إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُم مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِى تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ پيامبر اسلام در اغلب غزوات و لشكركشىهاى خود يكى از همسران خود را همراه مىبرد كه جزو بانوان پرستار يا سرپرست آنها باشد . در غزوهء بنىالمصطلق نيز يكى از همسران را همراه داشت كه به قول علماى تسنّن عايشه و به گفتهء علماى تشيع امّ ابراهيم ماريهء قبطيه بوده است . هنگام بازگشت از غزوه ، پيامبر اسلام شبى را در صحرايى دستور توقف داد . در اواخر شب كه لشكر در استراحت و شتران نيز روى زانو خفته بودند ، همسر پيامبر براى قضاى حاجت از محل قافله دور شد ، اتفاقاً در آن هنگام پيامبر دستور حركت داد . ابومويهبه نامى كه گفته مىشود بردهء پيامبر و مأمور كشيدن زمام شتر همسر پيامبر بوده به گمان اين كه او در كجاوه است ، شتر را برخيزاند و همراه قافله به سوى مدينه روان شد . همسر پيامبر برگشت و محل قافله را خالى ديد ، در همانجا نشست كه كسى به سراغش آيد . يكى از مؤمنان به نام صفوان بن معطّل كه از قافله عقب مانده بود بدانجا رسيد ، زنى خفته ديد ، معلوم شد كه همسر پيامبر است ، بىدرنگ شتر خود را خوابانيد و از او درخواست نمود كه خود سوار شتر شود . همسر پيامبر سوار شد و صفوان زمام شتر را كشيد تا به پيامبر اسلام رسانيد . خبر حادثه به منافقان رسيد ، آنها از فرصت استفاده كرده ، حادثه را به اتهام همسر پيامبر تبديل كردند و وقوع گناه كبيره در اهل بيت وحى و آلودهشدن دامن همسر پيامبر را شيوع دادند ، و عمده و اصل در اين امر ، عبداللَّه بن ابىّ و زيد بن رِفاعه و مِسطَح از سران منافقان بودند . خداوند در اين باره بيش از ده آيه نازل كرده و مستفاد از آنها امورى است از جمله : 1 - تبرئهء مقام والاى نبوت از هر خدشهاى بزرگ يا كوچك . 2 - دفاع از مقام رفيع مؤمن و حفظ قداست عِرض او . 3 - نكوهش از نفاق و منافق و مورد طعن قرار دادن او .